محل تبلیغات شما



مثلِ‌ شهريور باش . دوان دوان به سوی مهر ، به استقبال باران پاييزی و عاشقانه های بی انتها برو . مثلِ شهريور باش . تقويم را به هم بريز ، فصل را عوض كن ، ساعت ها را تغيير بده و برگ تمام درختان را به پای عشق قربانی كن مثلِ شهريور باش شهريور كه باشی ، انتهای مسيرت پر از مهر می شود
امروز دوباره دیدمش. بعد از ۱۸ سال! تو تاکسی،روی صندلی جلو نشسته بودم. تو دنیای خودم بودم که یه صدای خیلی خیلی آشنا گفت: مستقیم. فکر کنم قلبم برای چند لحظه از حرکت وایساد! راننده چند متر جلوتر توقف کرد. در ماشین باز شد و صاحب اون صدای آشنا نشست تو ماشین. جرئت اینکه برگردم عقب و نگاهش کنم رو نداشتم. از آینه بغل ماشین نگاه کردم. خودش بود. خشکم زد. توی یه لحظه کوتاه تموم بدنم بی حس شد. داشت به بیرون نگاه میکرد.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها